قهرمان ميرزا عين السلطنه

815

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

خيلى آرام مىرفتند . بر خلاف هميشه . علامت تكسر و تعرض بود . جهت قهر گويا همان فقرهء انتظام الدوله مىباشد . شهرسازى حضرت و الا فرمودند آن صحراى كثيف را شاه مىفرمودند مىخواهم شهر درست كنم . قناتى هم هست كه حالا مخروبه [ است ] ، فرمودند احداث شود . نصر السلطنه مىگفت يكصد و پنجاه تومان مخارج دارد و آن وقت شهرى خواهد شد كه اغلب فرنگيها هم سكنى خواهند گرفت . مىفرمودند يك محله خواجه‌وند و محل ديگر گيل سكنى بگيرد . حقيقت جاى خوبى براى شهر بود . شهرى كه به يك قنات كوچك آباد شود حقيقت جاى هزار گونه تمجيد است . اميرآخور در عقب به حضرت و الا گفته بودند سى سال قبل هم شاه همين فرمايش را فرمودند و نصر السلطنه يا ساعد الدوله همين مزخرفات را جواب عرض كردند . اقوام زن شاه جمعى جلوى جاده ايستاده بودند . شاه پرسيد كى هستند . نصر السلطنه عرض كرد از خواجه‌وندهاى پول مىباشند . يك مرتبه خود آنها عرض كردند دائى خديجه خانم است قربانى آورده . مكرر اين كلمات را عرض كردند . اسباب خنده شد . در آن سفر هشت سال قبل اعليحضرت از همين منزل امشب دخترى گرفته‌اند . اقوام او استقبال آمده بودند و قربانى جهت مقدم شريف خديجه خانم آورده بودند . خيلى مزه داشت . بعد از ناهار سوار شده منزل آمديم . هوا گرم بود . اگر ابر نباشد خيلى تلخ خواهد گذشت . شهر كجور پنج هزار و هفتصد « فيت » از سطح دريا مرتفع است و اين ده آستانكرود پنج هزار و صد « فيت » مرتفع است . « بارومتر » قدرى ضايع شده ، يعنى لب دريا هفتصد « فيت » مرتفع بود و حال آن‌كه بايد به صفر برسد . بلكه من شنيده‌ام درياى خزر هشتاد « فيت » از سطح محيط گودتر است . تا به شهر برويم و درست معين كنم . شب هوا بد نبود . كوه و جنگل و هواى مرطوب خنك كرده و الا بقاعده بايد خيلى گرم بشود . اگر طهران و قم و كاشان هم داراى اين جنگل و اين بارانهاى متوالى باشد خنك خواهد بود . از طهران هيچ خبر نداريم . يك كاغذ از روزى كه بيرون آمده‌ايم نرسيده . تولوى خان در هر كارى تنبل است و حال آنكه پست اردو اغلب مىرسد و كاغذ نوشتن كار چندان مشكلى نيست . از بلده هم كاغذ نوشتيم يقين دارم خيلى وقت است رسيده . خيلى وقت است از طهران دور هستيم . ديدن حضرات بيشتر اسباب خيال است . به قول محمد على خان كم غصه داريم اين هم اضافه شده . . . « * » اشعار خوبى است خواندن و نوشتن آن بىموقع نيست . اى ترك من امروز نگوئى به كجائى * تا كس بفرستيم و بخوانيم و بيائى آن كس كه نبايد بر ما زودتر آيد * تو ديرتر آئى بر ما زان كه ببائى

--> ( * ) نقطه‌چين در اصل است .